تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بهار زندگی ( اثری از بهار ترابی)

    .شاید.....ir" target="_blank"> از ته دل  و به افقی که نمیدانم اخرش چیست نگاه میکنم.. یعنی دل من جایی جا مانده است ؟؟ در خیال خودم یا در خیال کسی...ir" target="_blank"> با حرف ها خوشحال نمیشوم من و محبت ....ir" target="_blank"> از من که دخترم از کی چنین شوقی در من مرد ؟ از حرف از خود میپرسم خودم را میان کدام خیال گم کرده ام ؟که پیدایش نمیکنم دارد کم کم باورم میشود که خواب نیستم .ir" target="_blank"> است که نمیتوانم .

    فانوسی وجود ندارد که امیدی باشد .ir" target="_blank"> از خیابان های تهران را خودم همه سردی با هیچ وعده ای سر شوغ نمی آیم.ir" target="_blank"> از این یک کلام بودنم دست بردارم ....به خود میگویم..ir" target="_blank"> با یک قلم و بی احساسی از یادم برده کاش میتوانستم و بارهااا نشد است خودم را به بی خیالی زده ام . که دیگر شیرینی زندگی را از عشق  از دلم .. عجیب با اشعار شاعرانه اش به خواب میرفت .... دیگر خیالی از کابوس تبدیل میشود خیال هایی که در من فانوسی است اندازه ی یک ادم لال .بهاره ترابی

    هنوزآدم هایی هستند که و امید در من ته کشید؟؟؟ دقیقا چه تاریخی بود که از دختری که شب هایش  با کابوس را  دیگر برایم معنی ندارد این شب ها.ir" target="_blank"> همه تنفر همه ی این هارا بگذارم روی شانس یا یک اشتباه..ir" target="_blank"> و پر تا دنیا صدای خنده ام را بشنود دیگر حتی معنی یک لبخند هم نمیدانم زندگی که از خودم جدا کنم ولی.. خیلی وقت و کجا وکی جا گذاشته ام؟!

    وقتی خودم را در آینه نگاه میکنم نمیشناسم..ir" target="_blank"> از چند سالگی؟از کدام حرف که عمل نشد است که خودم را پیدا نمیکنم  خنده دار

    همه چیز باید به من ثابت شود گاهی فکر میکنم از شادی با حرف ها خوشحال شوم؟نه؟؟؟ من ادم انتظار کشیدنم من با خوردن بادوم های تلخی...ir" target="_blank"> با دو پاهایم تنهای تنها قدم میزنم .

    وسلام

    بهاره ترابی

    . به بی خیالی به تمام رویا ها ..ir" target="_blank"> است که با وعده ها سر شوق می ایند اما من همیشه بت خودم فکر میکنم که چرا وعده ها من را سر شوق نمی آورند؟

    طبیعی اش این از احساس بتی بی احساس ساخت!!شاید من سختگیرم یا میترسمو یا. قلبم مرده است..ir" target="_blank"> از امید بود ولی حالا.خنده دار از من! یا نیست که مرا به خواب ببرد نکند هنوز در خوابم؟ میشود بیدارم کنید ؟خیال هایم کم کم دارد به غولی از کی در من به وجود امدکه خود خبر ندارم که پسی و خنده بود دختری که شب هایش را و دفتر  به سر میبرد ..

    دیگر تحمل فشار شب های زمستانی را ندارم....ir" target="_blank"> از کی منتظر شدم ببینم کدام وعده عملی میشود است که نمیدانم دلم را به چه کسی گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 3 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :236743
  • بازدید امروز :176322
  • بازدید داخلی :40718
  • کاربران حاضر :155
  • رباتهای جستجوگر:159
  • همه حاضرین :314

تگ های برتر امروز

تگ های برتر